🎧 قصه را گوش کن:
مرورگر اجازهٔ پخش خودکار نداد؛ برای شنیدن این قصه دکمهٔ پخش را بزنید ▶️
مهمانها میتوانند دو قصه را رایگان بشنوند؛ برای قصههای بیشتر
ثبتنام کنید.
دربارهٔ این قصه
ماجرای مردی که باکوزه عسل داشت فکر و خیال میکرد که اگه این کوزه رو ببره به شهر و بفروشدش کلی پولدار میشه و داشت با اون پولهایی که خیال کرده بود کلی رویابافی میکرد که یهو. مناسب کودکان و نوجوانان.
برای امتیاز دادن و نظر نوشتن، وارد شو یا
ثبتنام کن.
💬 نظرها
حکایات با فاطمه از حماسه تا افسانه
۲۳ تیر ۱۴۰۵
💗💗
مهرسا و قصه های شکلاتی شب
۲۳ تیر ۱۴۰۵
عااااااااالی بوووووووود🥰🥰🥰🥰
🤩😊