دزد بامعرفت
📅 ۳۰ مهر ۱۴۰۵
🎧 قصه را گوش کن:
مرورگر اجازهٔ پخش خودکار نداد؛ برای شنیدن این قصه دکمهٔ پخش را بزنید ▶️
مهمانها میتوانند دو قصه را رایگان بشنوند؛ برای قصههای بیشتر
ثبتنام کنید.
دربارهٔ این قصه
روایتی از کتاب هزار و یک شب داستان یک صراف که با کیسه ی طلا در کوچه ای از جلوی دزدان شهر عبور کرد و آنجا بود که لوطی رییس دزدان شهر به فکر دزدین کیسهی طلا افتاد و .... اگه می خواهید ادامه ی داستان را بدانید یا اینکه بفهمید آیا لوطی به کیسه ها می رسد یا نه ؟ به این داستان گوش فرا دهید . با ما همراه باشید . مناسب رده سنی نوجوان
برای امتیاز دادن و نظر نوشتن، وارد شو یا
ثبتنام کن.
💬 نظرها
مامان دوتا فرشته
۳۰ مهر ۱۴۰۵
بی چاره غلامی که اون وسط هیچ کاره بود 🥲🥲 عالی بودی 😍😍
حکایات با فاطمه از حماسه تا افسانه
۳۰ مهر ۱۴۰۵
مرسی ممنون 😇😇😇
چه دزد بلایی بود 🤭🤭🤭
اره واقعا 🤌🤌🤌