لاک پشتی که چتر دوست نداشت
📅 ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
🎧 قصه را گوش کن:
مرورگر اجازهٔ پخش خودکار نداد؛ برای شنیدن این قصه دکمهٔ پخش را بزنید ▶️
مهمانها میتوانند دو قصه را رایگان بشنوند؛ برای قصههای بیشتر
ثبتنام کنید.
دربارهٔ این قصه
درباره ی کیوان کوچولویی که لاک پشتی به اسم فسقلی داشت و اون رو خیلی دوست داشت . یک شب که باران می آمد لاک پشت قصه ی ما در حیاط خانه ی کیوان نبود ! اگه می خواهید بدانید چه اتفاقی افتاده است بامن همراه باشید... مناسب رده سنی کودکان زیر ۷سال .
برای امتیاز دادن و نظر نوشتن، وارد شو یا
ثبتنام کن.
💬 نظرها
حکایات با فاطمه از حماسه تا افسانه
۱۱ شهریور ۱۴۰۵
عالی بود 🥰🥰 منم دلم از این فسقلی ها خواست🫠🫠🫠
مامان دوتا فرشته
۱۱ شهریور ۱۴۰۵
چه قصه ی قشنگی 😇😇😇
🙂
باران جون
۱۳ شهریور ۱۴۰۵
عالی،بی نظیر،آفرین😇😍
خیلی قشنگ بود مهرساجون🤩🤩