جلد قصه «حسنی یه گربه داشت که نازنازی بود همش به فکر بازی بود»

حسنی یه گربه داشت که نازنازی بود همش به فکر بازی بود

۴٫۸ از ۵ — ۶ امتیاز
قصه‌گو باران قصه گو💖💖 ۱۰ قصهٔ منتشرشده قصه‌های این قصه‌گو ←
📅 ۲۶ مرداد ۱۴۰۵

🎧 قصه را گوش کن:
مهمان‌ها می‌توانند دو قصه را رایگان بشنوند؛ برای قصه‌های بیشتر ثبت‌نام کنید.

دربارهٔ این قصه

داستان درمورد حسادت آقا سگه به گربه س.... یه روزی روزگاری حسنی گوسفندها رو به چرا میبره و آقاسگه رو هم باخودش میبره اما گرگ به گله میزنه ولی یه اتفاقی میفته و ...

برای امتیاز دادن و نظر نوشتن، وارد شو یا ثبت‌نام کن.

🎧 قصه‌های مشابه

قصهٔ بعدی «» تا ۵ ثانیهٔ دیگر پخش می‌شود.
جلد قصه «ماجرای کفش سفید»

ماجرای کفش سفید

🎙️ مهرسا و قصه های شکلاتی شب

جلد قصه «هفت سین و خانم قُدا»

هفت سین و خانم قُدا

🎙️ مهرسا و قصه های شکلاتی شب

جلد قصه «بوبی بی خیال»

بوبی بی خیال

🎙️ ماهان وقصه های پندآموز

جلد قصه «خورشید قهر کرده باما»

خورشید قهر کرده باما

🎙️ باران قصه گو💖💖

جلد قصه «حسنی و چشمه سحر و جادو»

حسنی و چشمه سحر و جادو

🎙️ مامان دوقلوها

جلد قصه «جنگ جوی بی‌رحم»

جنگ جوی بی‌رحم

🎙️ مهرسا و قصه های شکلاتی شب

💬 نظرها

پری قصه گو 🧚‍♀️🧚‍♀️
۲۷ مرداد ۱۴۰۵

خیلی قشنگ بود باران جان 🤩🤩