جلد قصه «حسنی یه گربه داشت که نازنازی بود همش به فکر بازی بود»

حسنی یه گربه داشت که نازنازی بود همش به فکر بازی بود

۴٫۸ از ۵ — ۶ امتیاز
قصه‌گو باران قصه گو💖💖 ۱۴ قصهٔ منتشرشده قصه‌های این قصه‌گو ←
📅 ۲۶ مرداد ۱۴۰۵

🎧 قصه را گوش کن:
مهمان‌ها می‌توانند دو قصه را رایگان بشنوند؛ برای قصه‌های بیشتر ثبت‌نام کنید.

دربارهٔ این قصه

داستان درمورد حسادت آقا سگه به گربه س.... یه روزی روزگاری حسنی گوسفندها رو به چرا میبره و آقاسگه رو هم باخودش میبره اما گرگ به گله میزنه ولی یه اتفاقی میفته و ...

برای امتیاز دادن و نظر نوشتن، وارد شو یا ثبت‌نام کن.

🎧 قصه‌های مشابه

قصهٔ بعدی «…» تا ۵ ثانیهٔ دیگر پخش می‌شود.
جلد قصه «ماجرای کفش سفید»

ماجرای کفش سفید

🎙️ مهرسا و قصه های شکلاتی شب

جلد قصه «آناهید و دنیای گلهای روتختی»

آناهید و دنیای گلهای روتختی

🎙️ Mary Anna ماری آنا

جلد قصه «رَیّان»

رَیّان

🎙️ مامان شادی

جلد قصه «آرام آرام، یک جای آرام»

آرام آرام، یک جای آرام

🎙️ مامان سورنا

جلد قصه «دوستی با همه دنیا»

دوستی با همه دنیا

🎙️ Mary Anna ماری آنا

جلد قصه «آنا و برگ ها»

آنا و برگ ها

🎙️ Mary Anna ماری آنا

💬 نظرها

پری قصه گو 🧚‍♀️🧚‍♀️
۲۷ مرداد ۱۴۰۵

خیلی قشنگ بود باران جان 🤩🤩